
یاد عصرهای قدیم بخیر زمانی که روستا بودیم ...
و بعد هم شب میشد بعضی وقتا تا دور وقت بیدار بودیم بیرون آتیش میکردیم مینشستیم کنارش صحبت میکردیم
صبح هم از خواب بیدار میشدیم پر انرژی اما حالا دیگه اون حال و هوا نیست اون صفا و صمیمیت نیست
برچسب:
نویسنده: محمد نصیری